محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
212
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
است . در كتاب صيد الخاطر ابن جوزى آمده است : هفتصد هزار حديث از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است . « 1 » ابن عقده نيز گفته است : سيصد هزار حديث از اهلبيت به خاطر دارد « 2 » و دارقطنى مىگويد : حديث صحيح در بين احاديث ، همانند مويى سفيد در گاوى سياه است . بدون شك خطرناكترين دروغگويى آنى است كه بر خدا و پيامبرش بسته شود . ( فقد نبذ الكتاب حملته ، و تناساه حفظته ) قرآن را با تاويل آياتش به بازى گرفتند و واجبات آن را به نيرنگ ، تغيير دادند و دين را ابزارى براى رسيدن به اهداف و خواستههايشان قرار دادند . ( فالكتاب يومئذ و أهله طريدان منفيّان ) مردم و يا بسيارى از آنها از كتاب و شريعت خدا رويگردان شده و نگرشهاى الحادى و مادىگرايانه را پذيرفتند تا سودى چند به دست آورند . ( صاحبان مصطحبان ) اهل حق با قرآن و قرآن با ايشان است . ( في طريق واحد ) اين راه ، رونده را به ايمنى از مهلكهها مىرساند . ( لا يؤويهما مؤو ) دشمن با دشمن خويش مىجنگد و بر او ضربه وارد مىسازد ؛ پس چهطور ممكن است او را پذيرفته و پناه دهد . ( فالكتاب و أهله في ذلك الزّمان في النّاس و ليسا فيهم ، و معهم و ليسا معهم ) قرآن و حقمداران در بين مردم حضور دارند و حجت را بر ايشان تمام مىكنند . ( لأنّ الضّلالة لا توافق الهدى ) اگر گمراهى با هدايت سازگار گردد ، دوگانگى بين آنها برچيده مىشود و مردم همگى در امتى واحد به هدايت يا گمراهى آشكار مىگرايند . ( و إن اجتمعا ) همنشينى ، گمراهى و هدايت در يك مجلس
--> ( 1 ) . صيد الخاطر : 1 / 216 ، چاپ دار الفكر دمشق ؛ تاريخ بغداد : 10 / 332 . ( 2 ) . تاريخ بغداد : 5 / 17 .